گونه (کالبدشناسی)

گونه
Chica cachetona.jpg
گونهٔ یک زن.
جزئیات
سرخرگ دهانی
عصب دهانی، شاخه دهانی عصب چهره‌ای
شناسه‌ها
سرعنوان پزشکیA01.456.505.173
دورلندز
/السویر
c_25/۱۲۲۳۰۹۳۲
واژگان آناتومیA01.1.00.008
اف‌ام‌اِی46476
واژگان کالبدشناسی

در کالبدشناسی انسان، به بخشی از صورت که در زیر حفره چشم‌ها، بین بینی و گوش‌ها، و بالای استخوان فک فوقانی قرار دارد گونه یا لُپ گفته می‌شود.

گونه دارای دو نوع حرکت است، یکی از دو حالت آن تابع حرکت آرواره زیرین است و حرکت دیگر با حرکت لب مشترک است. در حرکتی که تابع اندام دیگر است، حرکت دهنده، ماهیچه آن اندام است و در حرکتی که به طور مشترک با لب انجام می‌گیرد، حرکت دهنده ماهیچه‌هایی است که گونه و لب در آن‌ها مشترکند. ماهیچه جنباننده گونه در هر گونه یک ماهیچه پهن است که بنام ماهیچه گونه (ماهیچه شیپوری) نامیده می‌شود.

هریک از دو ماهیچه گونه از چهار جزء ترکیب یافته است، زیرا تارها از چهار موضع به ماهیچه آمده‌اند یکی از این اجزای چهارگانه از تَرقُوه آمده است و انتهای آن در قسمت پایین به کناره هر دو لب پیوسته است (ماهیچه خنده) و با حالت مورب، دهان را به سوی پایین می‌کشاند. خاستگاه جزء دوم (ماهیچه نازک گردن) از دو سوی جناغ سینه و ترقوه است و تار این جزء به طور مورب راه می‌پیماید. بخشی که از سمت راست می‌آید با بخش سمت چپ تقاطع می‌یابد و آنگاه به قسمت پایینی کناره چپ لب می‌چسبد و بخش سمت چپی به بخش پایینی کناره راست می‌پیوندد وقتی این تار (ماهیچه حلقوی دهان) منقبض می‌شود، دهان را تنگ می‌کند و در واقع کار آن برای دهان مشابه کار بند کیسه برای کیسه است. خاستگاه جزء سوم (ماهیچه نازک گردن) از کتف و نزدیک زائده غرابی است و به بالای بخش دیگری که به آن مربوط است، و آن به ماهیچه‌ها می‌رسد، می‌پیوندد، و به‌وسیله آن گرایش یکنواخت لب به هر دو طرف انجام می‌پذیرد.

خاستگاه جزو چهارم (ماهیچه گونه‌ای بزرگ و کوچک) کناره‌های گردن است و از نزدیک هر دو گوش عبور می‌کند و با اجزای گونه می‌پیوندد و حرکت نمایانی به گونه می‌دهد. در این حالت لب به پیروی از گونه حرکت می‌کند. در برخی اشخاص این جزء چهارم به بیخ گوش بسیار نزدیک است و به گوش چسبیده است و آن را به حرکت درمی‌آورد.

  • منابع

منابع

زبان های دیگر
aragonés: Caixo
العربية: وجنة
Atikamekw: Onowiw
български: Буза
Bahasa Banjar: Pipi
བོད་ཡིག: མཁུར་ཆོས།
brezhoneg: Jod
bosanski: Obraz
català: Galta
کوردی: ڕوومەت
čeština: Tvář
Deutsch: Wange
Zazaki: Alışke
ދިވެހިބަސް: ކޯ
English: Cheek
Esperanto: Vango
español: Mejilla
euskara: Masail
suomi: Poski
français: Joue
Frysk: Wang
Gaeilge: Leiceann
galego: Fazula
Avañe'ẽ: Tatypy
עברית: לחי (איבר)
hrvatski: Obraz
Kreyòl ayisyen: Jou (Figi)
Հայերեն: Այտ
interlingua: Gena
Bahasa Indonesia: Pipi
Iñupiak: Iqsraq
Ido: Vango
italiano: Guancia
日本語:
Basa Jawa: Pipi
ქართული: ლოყა
қазақша: Ұрт
한국어:
Ripoarisch: Backe
kurdî:
Latina: Gena
лакку: ЧӀав
lingála: Litáma
lietuvių: Skruostas
latviešu: Vaigi
മലയാളം: കവിൾ
मराठी: गाल
Bahasa Melayu: Pipi
नेपाल भाषा: न्येताः
Nederlands: Wang (anatomie)
occitan: Gauta
ਪੰਜਾਬੀ: ਗੱਲ੍ਹ
Pangasinan: Aping
Kapampangan: Pisngi
polski: Policzek
português: Bochecha
Runa Simi: K'aklla
română: Obraz
русский: Щека
संस्कृतम्: कपोलः
sicilianu: Mascidda
Scots: Cheek
سنڌي: ڳٽو
srpskohrvatski / српскохрватски: Obraz
Simple English: Cheek
Soomaaliga: Dhaban
српски / srpski: Образ
svenska: Kind
Kiswahili: Shavu
తెలుగు: బుగ్గ
ไทย: แก้ม
Tagalog: Pisngi
Türkçe: Yanak
ئۇيغۇرچە / Uyghurche: يۈز
українська: Щока
اردو: گال
vepsän kel’: Modpolišk
Tiếng Việt: Má (mặt)
Winaray: Pisngi
მარგალური: ღვანწკი
ייִדיש: באק
中文: 臉頰
Bân-lâm-gú: Chhùi-phoé
粵語: 面珠