شکست بازار

شکست بازار یک مفهوم در تشریح نظریهٔ اقتصادی است زمانی‌که تخصیص کالاها و خدمات توسط یک بازار آزاد کارآمدنیست؛ یعنی پیامد قابل تصور دیگری وجود دارد جاییکه سهم یک بازار ممکن است بهتر شود بدون بدتر کردن دیگری (پیامد بهینهٔ پارتو نیست)شکست‌های بازار می‌توانند مانند فیلم‌نامه نگریسته شوند که در آن‌ها نفع شخصی خالص حرفهٔ فرد منتهی به نتایجی می‌شود که ناکارامد هستند-می‌تواند با بهبود نقطهٔ دید اجتماع بهبود یابد-اولین استفادهٔ شناخته شده از این عبارت در سال۱۹۵۸بود اما این مفهوم به وسیلهٔ فیلسوف ویکتوریایی «هنری سیدویک» تعقیب شده‌است.شکست‌های بازار اغلب با اطلاعات نامتقارن، بازارهای غیر رقابتی، مسائل کارگزار-کارفرما، اثرات برونی یا کالاهای عمومی همگام شده‌است. وجود شکست بازار اغلب به عنوان یک تصدیق برای مداخلهٔ دولت در یک بازار خاص استفاده می‌شود.اقتصاددانان مخصوصاً اقتصاد خرددانان اغلب نگران اثرات شکست بازار وراه‌های ممکن برای تصحیح هستند. چنین تجزیه و تحلیل‌هایی نقش مهمی در بسیاری از تصمیمات و مطالعات سیاست عمومی بازی می‌کنند، هرچند برخی از مداخلات سیاسی دولت مانند مالیات، یارانه‌ها، چتربازی‌ها، کنترل‌های دستمزد وقیمت و مقررات دربر گیرندهٔ کوشش‌هایی برای شکست کامل بازار است هم چنین ممکن است به تخصیص ناکارامد منابع منتهی شود. (گاهی اوقات شکست دولت خوانده می‌شود) بنابراین گاهی اوقات یک انتخاب بین پیامدهای ناتمام وجود دارد بعبارت دیگر پیامدهای بازار ی ناقص با مداخلهٔ دولت یا بدون مداخلهٔ دولت، اما به هر حال درصورت وجود شکست بازار پیامد کارای پارتو نیست.روندکلی اقتصاددانان نئوکلاسیک وکینژین براین باور استوار است که شاید این امکان برای دولت وجود داشته باشد که پیامد بازار ناکارامد را بهبود بخشد، اگرچه چندین مکتب نامتعارف متفکر با این مخالفند.

زبان های دیگر