زندگی

زندگی در طبیعت

زندگی، زیست یا حیات، به معنی فاصلهٔ میان تولد تا مرگ می‌باشد . هر موجود زنده، پس از تولد، شروع به رشد و تکامل مغز و جسم می‌کند و در نهایت، به واسطهٔ مرگ در روند زندگی، این روند، متوقف می‌گردد.[۱][۲]

در برخی ادیان، زندگی پس از مرگ نیز تعریف شده‌است.[۳] زندگی را می‌توان که از دیدگاه‌های مادی و معنوی، جدا نمود.[نیازمند منبع]البته هنوز برخی ابهام‌ها و نارسایی‌ها در این زمینه وجود دارد، از جمله در ویروس‌ها که فقط از رشته دی‌ان‌ای تشکیل شده‌اند و به تنهایی و بدون وجود سلول میزبان، علایم موجودات زنده را ندارند. برخی از دانشمندان ویروس‌ها را مرز میان موجودات زنده و غیر زنده و به صورت یک هاله (مانند نیم سایه) دانسته‌اند که کاملاً قابل جداسازی نیستند.ایا دی‌ان‌ای فرق موجودات زنده با غیر زنده است؟ آیا ساختاری هوشمند (وجود نظم بین سلول‌ها و اجزای مختلف)، موجود زنده را تشکیل می‌دهد؟ که البته سلول‌های سرطانی این موضوع را رد می‌کنند زیرا در مقابل از بین رفتنشان مقاومت می‌کنند و مانع از درست کار کرد بدن می‌شوند (سلول‌ها بعد از پایان عمر، باید با سلول‌هایی جدید جایگزین شوند). به زبانی دیگر سلول‌های یک فرد سرطانی نامیرا شده و در مقابل مرگ خود و فرمان طبیعی بدن مقاومت می‌کنند ولی فرد سرطانی فردی زنده است با اینکه برخی از اعضای بدنش درست کار نمی‌کند.زندگی ممکن است به خاطر سلول‌های عصبی و مغزی باشد که در طول زندگی جایگزین نمی‌شوند و فقط رشد می‌کنند و می‌دانیم که اگر فردی اعضای بدنش را اهدا کند خودش باقی می‌ماند و از خودش کم نمی‌شود ولی کسی نمی‌تواند مغزش را عوض کند.به تعریفی دیگر حیات نحوهٔ خاص از هستی است که مبدأ ظهور علم و قدرت شده و عامل هماهنگ کننده "اندیشه علمی" و "انگیزه عملی" است، به طوری که اندیشه علمی بر انگیزه عملی اشراف و نظارت داشته و انگیزه عملی تحت هدایت اندیشه علمی، به صورت کوشش عینی ظهور یابد.

ریشه‌شناسی

لغت نامه دهخدا

زندگی. [ زِ دَ / دِ ] (حامص، اِ) زندگانی. (از فرهنگ فارسی معین). حیوة. (ناظم الاطباء). حیات. محیا. حیوان. نقیض مرگ. زندگانی. مقابل مردگی. مقابل مرگ و ممات؛ و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت. (از یادداشتهای بخط دهخدا)

گی در گویش بختیاری ( Gay)یعنی فرصت و مهلت ، در واقع گی ( Gay) همان گاه و دوره است.معرب گاه هم می‌شود جاه و می‌توان چنین استنباط کرد که جایگاه هم دلالت بر همین ریشه دارد.

بر این اساس می‌توان گفت آنجا که مولانا می گوید : از کجا آمده ام یعنی از کدام جا یا در واقع از کدام گاه و از کدام گی ( Gay) آمده ام.

در محاوره بختیاری‌ها می گویند که اگر گی ( Gay) بدستم بیفتد می دانم چه کنم

ضمنا وقتی می گوئیم یک سالگی فرد یعنی او یک دوره و فرصت را سپری کرده و فرد شصت ساله ، 60 گی ( Gay) داشته تا بتواند به اهدافی که بهر آن به این جا آمده را محقق کند

زبان های دیگر
Afrikaans: Lewe
Alemannisch: Leben
አማርኛ: ህይወት
aragonés: Vida
Ænglisc: Līf
العربية: حياة
অসমীয়া: জীৱন
asturianu: Vida
Aymar aru: Jakaña
azərbaycanca: Həyat
تۆرکجه: یاشاییش
башҡортса: Тормош
žemaitėška: Gīvībė
беларуская: Жыццё
беларуская (тарашкевіца)‎: Жыцьцё
български: Живот
भोजपुरी: जीवन
বাংলা: জীবন
བོད་ཡིག: འཚོ་བ།
brezhoneg: Buhez
bosanski: Život
буряад: Амидарал
català: Vida
Mìng-dĕ̤ng-ngṳ̄: Sĕng-mêng
Cebuano: Kinabuhi
کوردی: ژیان
čeština: Život
Cymraeg: Bywyd
dansk: Liv
Deutsch: Leben
Ελληνικά: Ζωή
English: Life
Esperanto: Vivo
español: Vida
eesti: Elu
euskara: Bizia
estremeñu: Vía
suomi: Elämä
français: Vie
Frysk: Libben
Gaeilge: Beatha
galego: Vida
Avañe'ẽ: Tekove
客家語/Hak-kâ-ngî: Sâng-miang
עברית: חיים
हिन्दी: जीवन
Fiji Hindi: Zindagi
hrvatski: Život
Kreyòl ayisyen: Lavi
magyar: Élet
հայերեն: Կյանք
interlingua: Vita
Bahasa Indonesia: Kehidupan
Interlingue: Vive
Ilokano: Biag
íslenska: Líf
italiano: Vita
日本語: 生命
Patois: Laif
la .lojban.: lo kamji'e
Basa Jawa: Urip
ქართული: სიცოცხლე
Адыгэбзэ: ГъащӀэ
қазақша: Өмір
ភាសាខ្មែរ: ជីវិត
ಕನ್ನಡ: ಜೀವನ
한국어: 생명
къарачай-малкъар: Джашау
kurdî: Jiyan
Кыргызча: Тиричилик
Latina: Vita
Limburgs: Leve
Ligure: Vitta
lingála: Bomɔi
ລາວ: ຊີວິດ
lietuvių: Gyvybė
latviešu: Dzīvība
Malagasy: Fiainana
македонски: Живот
മലയാളം: ജീവൻ
монгол: Амьдрал
मराठी: जीवन
Bahasa Melayu: Kehidupan
Mirandés: Bida
မြန်မာဘာသာ: သက်ရှိ
नेपाली: जीवन
Nederlands: Leven
norsk nynorsk: Livet
norsk: Liv
occitan: Vida
ਪੰਜਾਬੀ: ਜੀਵਨ
Papiamentu: Bida
polski: Życie
پنجابی: جیون
پښتو: ژوند
português: Vida
Runa Simi: Kawsay
română: Viață
русский: Жизнь
русиньскый: Жывот
Kinyarwanda: Ubuzima
саха тыла: Олох
sicilianu: Vita
Scots: Life
srpskohrvatski / српскохрватски: Život
සිංහල: ජීවය
Simple English: Life
slovenčina: Život
slovenščina: Življenje
Soomaaliga: Nolosha
shqip: Jeta
српски / srpski: Живот
Basa Sunda: Hirup
svenska: Liv
Kiswahili: Uhai
தமிழ்: உயிர்
తెలుగు: జీవం
тоҷикӣ: Ҳаёт
ไทย: ชีวิต
Türkmençe: Ýaşaýyş
Tagalog: Buhay
Türkçe: Yaşam
Xitsonga: Vutomi
татарча/tatarça: Тереклек
українська: Життя
oʻzbekcha/ўзбекча: Hayot
vèneto: Vita
vepsän kel’: Elo
Tiếng Việt: Sự sống
Winaray: Kinabuhi
吴语: 生命
isiXhosa: Life
მარგალური: თელარა
ייִדיש: לעבן
Vahcuengh: Sengmingh
中文: 生命
Bân-lâm-gú: Sèⁿ-miā
粵語: 生命