رامسر

رامسر
Ramsar Montage.png
کشور ایران
استانمازندران
شهرستانرامسر
بخشمرکزی
نام(های) قدیمیسخت‌سر
سال شهرشدن۱۳۶۴
مردم
جمعیت۶۸٬۳۲۳ (۱۳۹۰)
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا۲۱- متر (از سطح آب‌های آزاد)
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه۲۱
میانگین بارش سالانه۱۲۰۰
روزهای یخبندان سالانه۳
اطلاعات شهری
نمایندهٔ مجلس شورای اسلامیشمس‌الله شریعت نژاد
شهردارمظاهر باقرسلیمی
پیش‌شماره تلفنی۵۵۲۵ - ۵۵۲۱ - ۵۵۲۶ - ۵۵۲۳ - ۵۵۲۲ (۰۱۱)
شناسهٔ ملی خودروایران ۷۲ [س]

رامسَر از شهرهای استان مازندران در شمال ایران است.

این شهر که پیش از این سخت سر نام داشت، آخرین شهر غرب مازندران است . رامسر از سمت شرق به شیرود از غرب به شهر چابکسر دهستان اوشیان گیلان، از جنوب به کوه‌های البرز و از سمت شمال به دریای کاسپین محدود است.[۱] آب‌وهوای رامسر در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل است. نزدیکی جنگل و دریا در این شهر زیبایی ویژه‌ای به این شهر داده‌است و این امر موجب جذب گردشگران در همه فصل‌های سال می‌شود. رامسر دارای فرودگاه است.مناطق ییلاقی رامسر مانند جواهرده (که تغییر یافته «جؤر ده» به معنای دهِ بالا) بسیار زیبا و خوش آب‌وهوا است.[۱]

این شهر سابقاً جزئی از شهرستان تنکابن بوده که در سال ۱۳۶۴ طبق تقسیمات جدید کشوری از این شهرستان جدا شده‌است.[۲][۳]مردم رامسر گیلک هستند و به زبان گیلکی سخن می‌گویند.[۴]

در دوران صفویه

ملا شیخ علی گیلانی مولف کتاب تاریخ مازندران که در تاریخ ١٠٤٤ قمری و در دوران صفویه کتاب را نگاشته است ، در ذکر حدود مازندران آورده است : «حد غربی طبرستان قریه ملاط گیلان است ورای هوسم که اکنون به رودسر اشتهار یافته و سامان شرقی دینار چار که اهالی آن دیار دوناچال می خوانند ، قریب به شهر سارویه واقع است . استندار بالتمام داخل طبرستان است»[۵] . حسینعلی رزم آرا مولف مجموعه کتب چند جلدی فرهنگ جغرافیایی ایران ، ذیل واژه ملاط در جلد دوم صفحه ٢٩٣ قید کرده‌است : ده جزء دهستان مرکزی بخش لنگرود شهرستان لاهیجان . ٤ ک جنوب لنگرود – ٣ ک لیلاکوه [۶]

تنکابن و رامسر(سخت سر) در سفرنامه های دوران قاجار

در دوران قاجار جماعتی از فرنگیان از ایران بازدید کرده و سفرنامه‌هایی را نگاشته‌اند . یکی از سفرنامه‌های مهم که به تنکابن اشاره داشته‌است سفرنامه موسیو بوهلر می‌باشد . این سفرنامه شرح ماموریت وی به دستور ناصر الدین شاه قاجار برای تهیه گزارشی از وضع راه‌های گیلان و مازندران می‌باشد . این سفرنامه در سال ١٣۵٧توسط انتشارات گیل لاهیجان با عنوان سفرنامه و جغرافیای گیلان و مازندران به چاپ رسید . در صفحه ۳۶ از این سفرنامه آمده است : پس از طی پنج فرسخ راه از آبگرم ، به خرم آباد می رسند که ده بزرگی است از محال تنکابن سرحد گیلان ، و جزء ولایت مازندران است ، و حاکم آن حبیب الله خان است و این قریه در میان جنگل وسیعی می‌باشد و مشارالله یک عمارت خوبی در آنجا دارد و همچنین باغ پاکیزه ای در آنجا بنا گذاشته است که اکثر اشجار آن لیمو و نارنج است . [۷]

جیمز بیلی فریزر اسکاتلندی در جوانی به هندوستان سفر کرد و در سال ١٨٢١ میلادی وارد خراسان شد و از راه مشهد به مازندران و گیلان رهسپار گشت . فریزر بار دیگر در سال ١٨٣٣ میلادی با ماموریت دیپلماتیک وارد ایران شد و در زمستان همان سال از مناطق گیلان و مازندران بازدید نمود و کتابی را با عنوان سفرنامه زمستانی به تجربیاتش دربارهٔ سواحل جنوبی دریای مازندران اختصاص داد . در سال ١٣٦٤ خورشیدی ، کتابی با عنوان سفرنامه فریزر، معروف به سفر زمستانی به چاپ رسید . فریزر پس از گذر از مازندران به گیلان وارد می‌شود . در صفحه ۵٦٢ از کتاب قید شده : صبح روز چهارم از سخت سر که نقطه ای زیبا و پرتگاهی است کنار آب و در آنجا رشته عظیمی از کوه‌ها پایان می‌گیرد و مرز میان مازندران و گیلان آغاز می‌شود و بدین گونه من شهرستان نخست را ترک گفتم [۸] . در ادامه کتاب و در صفحه ۵٦٦ قید شده‌است : صبح فرحبخش دل انگیزی بود و اواخر ماه اوت که پس از شبی که باران ما را خیس کرده بود ، به سلامت وارد سرزمین گیلان شدیم و به نخستین شهر آن رودسر رسیدیم[۹] .

پیر آمدی ژوبر دیگر سیاح اهل اروپا بود که به عنوان سفیر ناپلئون بناپارت به دربار عثمانی و دربار فتحعلی شاه قاجارا آمد . وی در حدود سال ١٨٠٧ میلادی به دربار ایران آمد و مورد مهربانی فتحعلی شاه واقع گردید و در حین بازگشت چندین نسخه کتاب خطی فارسی و خلعت دریافت داشت . وی همچنین استاد زبان‌های فارسی و ترکی در فرانسه بود . سفرنامه ژوبر با عنوان مسافرت در ارمنستان و ایران از پ . آمده ژوبر به انضمام جزوه ای دربارهٔ گیلان و مازندران در سال ١٣٤٧ به چاپ رسید . در صفحه ٣٤٦ از کتاب که دربارهٔ ولایات مازندران هست و پس از گذر از گیلان و عزیمت به سوی مازندران ، چنین قید شده : هنگامی که از رودسر عزیمت میکنند باید شش فرسخ(لیو) بگذرند تا به مازندران برسند و از این طرف نخست به قصبه سخت سر می رسیم . فوراً متوجه اختلاف لباس می شویم . بجای کلاه‌های استوانه ای و شبکلاه‌های گیلانی ، اینها سرشان از یک کلاه کاجی شکل کوتاه و نوک تیز که با پوست بره یا ماهوت قهوه ای رنگ که در آنجا می بافند پوشیده شده‌است . روپوش گشاد و شلوارشان از همان پارچه است . به افتخار ما یک درختچه که شاخه‌هایش از پاپوش‌های کوچک پشمی و کهنه پاره‌ها و کلاف‌های زمخت ابریشم زیور یافته بود کاشتند ، شش مرد دهکده دو تا دو تا با هم نبرد کردند و فرزی خود را برای سرنگون کردن دیگری به نمایش گذاشتند . من با خرسندی ملاحظه کردم که آن‌ها از اینکه سخت همدیگر را بزنند پرهیز میکردند و آنکه فیروز می شد رقیب خود را بلند می کرد و در آغوش می گرفت [۱۰].

زبان های دیگر
العربية: رامسر
مصرى: رامسر
azərbaycanca: Ramsər
български: Рамсар
català: Ramsar
čeština: Rámsar
dansk: Ramsar
Deutsch: Rāmsar
español: Ramsar (Irán)
suomi: Ramsar
français: Ramsar (Iran)
گیلکی: رامسر
עברית: ראמסר
हिन्दी: रामसर
hrvatski: Ramsar
magyar: Rámszar
italiano: Ramsar
日本語: ラームサル
ქართული: რამსარი
한국어: 람사르
lietuvių: Ramsaras
latviešu: Rāmsara
مازِرونی: رامسر
Nederlands: Ramsar
norsk nynorsk: Ramsar
norsk: Ramsar
polski: Ramsar
português: Ramsar
română: Ramsar
русский: Рамсар
srpskohrvatski / српскохрватски: Ramsar
Simple English: Ramsar, Mazandaran
svenska: Ramsar, Iran
тоҷикӣ: Ромсар
Türkçe: Ramser
українська: Рамсар
اردو: رامسر
中文: 拉姆薩爾